تبلیغات
Dαяκ ωøяłđ - مطالب فروردین 1396

«The victim's fate«16

پنجشنبه 31 فروردین 1396 05:58 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: The victim's fate ¡
برو ادامه مطلب هانی
یه معما:
اون شخص غایب تو این قسمت کیه؟

The victim's fate

( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: پنجشنبه 31 فروردین 1396 06:07 ب.ظ



...just sad

چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:15 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
ببخشید اگه اضافی ام



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:16 ب.ظ



...just sad

چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:15 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: - -



...just sad

چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:13 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
اما نمیدونم چرا بعضی وقتا این نفرت از ذهنم میپره



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:14 ب.ظ



...just sad

چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:13 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
:)



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:13 ب.ظ



...just sad

چهارشنبه 30 فروردین 1396 08:01 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
مثل من:(



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: چهارشنبه 30 فروردین 1396 08:08 ب.ظ



Fuck This World

سه شنبه 29 فروردین 1396 12:18 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡
عنوان این پست حس منو داره تعریف میکنه
واقعا FUCK
به همه چی
من اصلا نمیفهمم چرا؟
چرا باید تمام چیزای بد دقیقا بعد از چیزای خوب بیان و گند بزنن به حس خوبمون؟
من تازه فهمیدم چرا اینقدر نظرات کمه
یکی از دلیل ها اینه که میهن بلاگ با ما لج کرده و برای نظر دادن یه سیستم جدید راه اندازی کرده
فک کنم شماها دیدین چیشده؟
اون پیغام من ربات نیستم مزخرف داره گند میزنه به اعصابم
اصلا نمیشه نظر داد
البته یه اتفاق دیگه ای هم افتاد که تو اون یکی وبم گفتم چون یه نفر هس که اگه بخونتش دردسر درست میشه و منم حال و حوصله دردسر ندارم
کاریم داشتین من هستم چون درسام هنوز سنگین نشدن میتونم بیام وب
خب تو اون یکی وم میبینمتون البته اگه میهن بلاگ بذاره
بای



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: سه شنبه 29 فروردین 1396 12:27 ب.ظ



sorry again

دوشنبه 28 فروردین 1396 10:13 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡
ببخشید هلن جان
دوباررررررررره
ایندفعه گند نزدم فقط نتونستم اون کاری که گفته بودی رو انجام بدم
تمام راه ها رو رفتم اما نشد
آنلاین پخش نمیشد
ببخشید هلن جان



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: دوشنبه 28 فروردین 1396 10:26 ب.ظ



سلامی دیگر ^__^

شنبه 26 فروردین 1396 09:56 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
سلامی گرم به دوستای گل خودم
چطورین؟
مدرسه ها چجوری میگذرونین؟
من که تا الان خوب بودم.هر چی پرسش داشتیم رو بیست گرفتم 
امتحانای هماهنگ ما اومدن دارن بیچارمون میکنن
تازه معلما هم عاجزن چون از اداره میان نمیدونن به بچه ها چی بگن
ما هم مجبوریم کل کتابامونو بخونیم کلا بدبختیم
به همین خاطر زیاد نمیتونم فعالیت کنم هم تو این وب هم تو وب ترسم هم تو وب آیهارا جان
لطفا تو نبود من منو فراموش نکنید منم شما رو فراموش نمیکنم
تا جایی که بتونم به وب همتون سر میزنم و تا جایی که بتونم آپ میکنم
دوستون دارم
امیدوارم این روزای سختی درسا زود بگذره
بای



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: دوشنبه 28 فروردین 1396 12:21 ب.ظ



...just

جمعه 25 فروردین 1396 01:43 ق.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
زخمام خوب بشه
خیلیا رو زخمی میکنم



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: جمعه 25 فروردین 1396 01:45 ق.ظ



...just

جمعه 25 فروردین 1396 01:23 ق.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡ Loneliness ¡
همه ما تو فکرمون
یکی رو داریم که
تو زندگیمون نداریم



( ̄▽ ̄) نظرام : نظرات
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: جمعه 25 فروردین 1396 01:28 ق.ظ



با همتون قهلم

سه شنبه 22 فروردین 1396 09:14 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡
با همتون قهلم
واقعا که!
من این همه تغییرات انجام دادم فقط دو نفر اومدن دیدن
تو اون یکی وبمم دیدم چقدر بچه ها بازدید کردن
خیر سرم نشسته بودم رمانو با چه بدبختی تایپ کردم حالا اینطوری؟
واقعا که!
با همتون قهلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
بای



( ̄▽ ̄) نظرام : باهات قهلم!
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: سه شنبه 22 فروردین 1396 09:17 ب.ظ



همینجوری.......

دوشنبه 21 فروردین 1396 11:47 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡
سلام بچه ها 
خواستم تندی بگم دارم تو وب آیهارا فعالبت میکنم
میبینین؟همزمان دارم تو سه تا وب فعالیت میکنم
واقعا کار سختیه
رو عکس بکیلیک تا بری تو وب آیهارا
نظر یادتون نره



( ̄▽ ̄) نظرام : دیدی؟چطور بود؟
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: سه شنبه 22 فروردین 1396 12:14 ب.ظ



نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡
سلوم دخیا
من نمیدونم چرا ولی واقعا باحاله.چی؟
امروز که مدرسه بودم چون دیر رفتم سر کلاس مجبور شدم برم از دفتر برگه ورود به کلاس بگیرم.وقتی کامل وارد کلاس شدم.دیدم کسی اکثر اوقات منو مورد حمله کم محلی قرار میده رفته یه جا دیگه نشسته.حالا سر چی نمیدونم.دیشب هم تا 1 بیدار بودم داشتم یه کارتونی میدیدم درباره یه پسر بچه ای بود که تو مدرسه همش خنگ بازی در میاره و رفیقاش هم از خودش خنگتر بودن و به یه دختر خیلی خرخون و خوشگل علاقه داشت و نمیتونست بهش بگه.پسر آرومی بود.منم گفتم بذار فاز آروم بردارم.کلا بچه آرومی بودم امروز تو مدرسه و چندین بار مورد حمله کم محلی،کج محلی و بی محلی قرار گرفتم که دوست خوبم الیزابت میدونه کیه که حالا فایلشو میذاریم کنار و کلا میندازیم دور.
امروز زنگ آخر ما جشن داشتیم.من با دو تا از دوستام که عین پت و مت هستن نشسته بودیم.من در اثر این حمله های بی محلی یکم فاز گرفته بود اما این دوستای پت و مت من خیلی گل بودن و نذاشتن من تو همین فاز بمونم و هی منو میخندوندن.آخرای جشن بود.گفتن که به معدلای بالای 19.5 جایزه میدن.منم گفتم یادم نمیاد معدلم چند بود ولی مطمئن بودم که به من نمیدم.نوبت کلاس ما شد.اسم همه رو خوندن جز من.یهو اسممو صدا زدن برای آخرین نفر.
اینقدر ذوق کردم که نگو.رفتم اونجا.یه لوح بهم دادن که کلاسور خوشگل کتی که زمینش بنفش بود.خیلی خوشگل بود.کلا تمام فاز اروم و گرفته ای که داشته بودم رو فراموش کردم وخوشحال بودم تا الان
الانم گفتم بذارم براتون بگم که امروز بر من چه گذشت.حالا من این فرد مهاجم رو که همش اینکارو میکنه یه جا تنها گیر بیارم حسابی بهش گِلِگی میکنم.نمیذارم اینطوری بمونه.
وااای چقدر حرف زدم.خب شما بگید امروزتون چطوری بود.
منتظرمااااااا.من تا خود صبح بیدارم چون فردا روز پدره تعطیله.کاری داشتین بگین



( ̄▽ ̄) نظرام : خب تو روزت چطور بود؟
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: سه شنبه 22 فروردین 1396 12:14 ب.ظ



خوشـــ ــ ـ ـ ـی تمـــ ــ ـ ـ ـام

شنبه 19 فروردین 1396 12:42 ب.ظ

نویسنده : ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
موضوع مطلب: همینجوری....... ¡
خدا جونم
امروز خیلی خوب بود.خب قضیه امروز چی بود؟
امروز نسبت به روزای دیگه بیشتر خندیدم اونم از دست ماریانا
سر کلاس بودیم و ادبیات داشتیم و معلم داشت صفت مبهم رو درس میداد و تمریناشو پا تخته حل میکرد.منم از همون اول زنگ دستشویی داشتم ناجور و معلم اجازه نمیداد برم دستشویی در حالی که به بقیه بچه ها اجازه میداد.معلم داشت تمرینا حل میکرد که ماریانا گفت:میخوای مشکلتو رفع کنم؟گفتم:میتونی؟گفت:آره.منم منتظر بودم ببینم چیکار میکنه یهو با انگشت اشاره آروم زد رو لپم و تندی انگشتشو کشید عقب.گفتم:چته؟خل شدی؟چیزی نگفت.دوباره سرم رفت تو درس که دوباره اینکارو کرد.گفتم:یه چیزیت میشه ها!دوباره سرم رفتم تو تخته.تا خواست دوباره انگشتشو بزنه به لپم تندی رومو کردم سمتش اونم دستشو کشید اما دستش محکم خورد به لبه میز.صداشم بلند بود معلم برگشت.ماریانا دستشو گرفت و آخ اوخ راه انداخت.معلم روشو کرد سمت تخته داشتم منفجر میشدم از خنده.اینجا تو عکس بالایی من نقش باب اسفنجی رو بازی میکرد و دستمو آروم میزدم به میز تا صدام در نیاد.داشتم میمردم از خنده.ماریانا هم میخندید خندم بیشتر میشد.
امروز خبرای خوبی هم شنیدیم.امتحان فارسی کنسل شد و افتاد 16 اردیبهشت البته این امتحان از کل کتابه.بعد امتحان علوممون افتاد 12 اردیبهشت و اینم از کل کتابه.امتحان ریاضیمون هم افتاد دوشنبه.وای این عالیه پس بیشتر میتونم براتون آپ کنم.خوش حااااااااالم!زیادددددد!
امیدوارم شماها هم روزتون بیشتر از من شاد بوده باشه.
تازه امروز من یه دوست قدیمی رو ملاقات میکنم.اگه گفتین کی؟
معلومه الیزابت تو کلاس زبان البته اگه نیاد کلاس زبان شهیدش میکنم.
خب بای تا خبرای دیگه




( ̄▽ ̄) نظرام : تو روزت چطوری بود؟
آخرین باری که توش تغییر ایجاد کردم؟: شنبه 19 فروردین 1396 12:58 ب.ظ





بیا اینارم ببین: 2 1 2