تبلیغات
Dαяκ ωøяłđ - مطالب فروردین 1396

Entry About Stuff Links Novel Sakamaki Mukami Friends Characters
Designer

  • Life is not about finding yourself. Life is about creating yourself!


Survey

Scripts

credits

1396/01/31 | 18:58 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: Tнє νιcтιм'ѕ ƒαтє ،

«The victim's fate«16

برو ادامه مطلب هانی
یه معما:
اون شخص غایب تو این قسمت کیه؟






1396/01/30 | 22:15 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just sad

ببخشید اگه اضافی ام






1396/01/30 | 22:15 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just sad







1396/01/30 | 22:13 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just sad

اما نمیدونم چرا بعضی وقتا این نفرت از ذهنم میپره






1396/01/30 | 22:13 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just sad

:)






1396/01/30 | 21:01 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just sad

مثل من:(






1396/01/29 | 13:18 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

Fuck This World

عنوان این پست حس منو داره تعریف میکنه
واقعا FUCK
به همه چی
من اصلا نمیفهمم چرا؟
چرا باید تمام چیزای بد دقیقا بعد از چیزای خوب بیان و گند بزنن به حس خوبمون؟
من تازه فهمیدم چرا اینقدر نظرات کمه
یکی از دلیل ها اینه که میهن بلاگ با ما لج کرده و برای نظر دادن یه سیستم جدید راه اندازی کرده
فک کنم شماها دیدین چیشده؟
اون پیغام من ربات نیستم مزخرف داره گند میزنه به اعصابم
اصلا نمیشه نظر داد
البته یه اتفاق دیگه ای هم افتاد که تو اون یکی وبم گفتم چون یه نفر هس که اگه بخونتش دردسر درست میشه و منم حال و حوصله دردسر ندارم
کاریم داشتین من هستم چون درسام هنوز سنگین نشدن میتونم بیام وب
خب تو اون یکی وم میبینمتون البته اگه میهن بلاگ بذاره
بای






1396/01/26 | 22:56 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

سلامی دیگر ^__^

سلامی گرم به دوستای گل خودم
چطورین؟
مدرسه ها چجوری میگذرونین؟
من که تا الان خوب بودم.هر چی پرسش داشتیم رو بیست گرفتم 
امتحانای هماهنگ ما اومدن دارن بیچارمون میکنن
تازه معلما هم عاجزن چون از اداره میان نمیدونن به بچه ها چی بگن
ما هم مجبوریم کل کتابامونو بخونیم کلا بدبختیم
به همین خاطر زیاد نمیتونم فعالیت کنم هم تو این وب هم تو وب ترسم هم تو وب آیهارا جان
لطفا تو نبود من منو فراموش نکنید منم شما رو فراموش نمیکنم
تا جایی که بتونم به وب همتون سر میزنم و تا جایی که بتونم آپ میکنم
دوستون دارم
امیدوارم این روزای سختی درسا زود بگذره
بای






1396/01/25 | 02:43 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just

زخمام خوب بشه
خیلیا رو زخمی میکنم






1396/01/25 | 02:23 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ۩♥♫Loneliness♫♥۩ ،

...just

همه ما تو فکرمون
یکی رو داریم که
تو زندگیمون نداریم






1396/01/22 | 22:14 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

با همتون قهلم

با همتون قهلم
واقعا که!
من این همه تغییرات انجام دادم فقط دو نفر اومدن دیدن
تو اون یکی وبمم دیدم چقدر بچه ها بازدید کردن
خیر سرم نشسته بودم رمانو با چه بدبختی تایپ کردم حالا اینطوری؟
واقعا که!
با همتون قهلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
بای






1396/01/22 | 00:47 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

همینجوری.......

سلام بچه ها 
خواستم تندی بگم دارم تو وب آیهارا فعالبت میکنم
میبینین؟همزمان دارم تو سه تا وب فعالیت میکنم
واقعا کار سختیه
رو عکس بکیلیک تا بری تو وب آیهارا
نظر یادتون نره






1396/01/21 | 18:59 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

هورررررررررررررررررررررررررررررررررررا

سلوم دخیا
من نمیدونم چرا ولی واقعا باحاله.چی؟
امروز که مدرسه بودم چون دیر رفتم سر کلاس مجبور شدم برم از دفتر برگه ورود به کلاس بگیرم.وقتی کامل وارد کلاس شدم.دیدم کسی اکثر اوقات منو مورد حمله کم محلی قرار میده رفته یه جا دیگه نشسته.حالا سر چی نمیدونم.دیشب هم تا 1 بیدار بودم داشتم یه کارتونی میدیدم درباره یه پسر بچه ای بود که تو مدرسه همش خنگ بازی در میاره و رفیقاش هم از خودش خنگتر بودن و به یه دختر خیلی خرخون و خوشگل علاقه داشت و نمیتونست بهش بگه.پسر آرومی بود.منم گفتم بذار فاز آروم بردارم.کلا بچه آرومی بودم امروز تو مدرسه و چندین بار مورد حمله کم محلی،کج محلی و بی محلی قرار گرفتم که دوست خوبم الیزابت میدونه کیه که حالا فایلشو میذاریم کنار و کلا میندازیم دور.
امروز زنگ آخر ما جشن داشتیم.من با دو تا از دوستام که عین پت و مت هستن نشسته بودیم.من در اثر این حمله های بی محلی یکم فاز گرفته بود اما این دوستای پت و مت من خیلی گل بودن و نذاشتن من تو همین فاز بمونم و هی منو میخندوندن.آخرای جشن بود.گفتن که به معدلای بالای 19.5 جایزه میدن.منم گفتم یادم نمیاد معدلم چند بود ولی مطمئن بودم که به من نمیدم.نوبت کلاس ما شد.اسم همه رو خوندن جز من.یهو اسممو صدا زدن برای آخرین نفر.
اینقدر ذوق کردم که نگو.رفتم اونجا.یه لوح بهم دادن که کلاسور خوشگل کتی که زمینش بنفش بود.خیلی خوشگل بود.کلا تمام فاز اروم و گرفته ای که داشته بودم رو فراموش کردم وخوشحال بودم تا الان
الانم گفتم بذارم براتون بگم که امروز بر من چه گذشت.حالا من این فرد مهاجم رو که همش اینکارو میکنه یه جا تنها گیر بیارم حسابی بهش گِلِگی میکنم.نمیذارم اینطوری بمونه.
وااای چقدر حرف زدم.خب شما بگید امروزتون چطوری بود.
منتظرمااااااا.من تا خود صبح بیدارم چون فردا روز پدره تعطیله.کاری داشتین بگین






1396/01/18 | 01:31 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

خدا به دادم برسه:×

سلام بر دوستان گل خودم
چطورین؟
یکم فاز غم زدم چون واقعا دلم گرفته بود ولی خب به خاطر شما دوستای گلم به خصوص الیزابت حالم بهتره خیلی بهتر
چون من و الیزابت از راه های دیگه هم با هم در ارتباطیم
خب چیزی که میخواستم بگم برخی اخباره.دو روز پیش مجبور شدم اتاق نازنینمو ترک کنم و به اتاق خواهر بزرگترم اسباب کشی کنم.خیلی بده ولی داره برام خوب میشه.البته فقط کتابامون و وسایل و لباسامونو جا به جا کردیم.اتاق خواهر بزرگتره و پنجره هاش بدک نی.دکورشم باید عوض کنم.در کل در حال تغییرم 
یه مشکلی هست که مطمئنم شماها هم با در گیرید اونم مدرسس.من مدرسه رو دوس دارم ولی بعضی وقتا خیلی مزخرف میشه مثل الان.شنبه من امتحان فارسی به همراه املا دارم.باید مشقای عیدمم به معلم علومم هم تحویل بدم.معلممون اینقدر خره گفته از هر فصل 5 تا سوال در بیارین با جواب و 13 فصل هم درس داده.من سوالا رو در اوردم ولی باید پاک نویس کنم.معلم ریاضیمون که گل کاشته.گفته باید از هر فصل 10 سوال در بیاریم و 7 تا فصل درس داده.حالا دیگه خودتون حساب کنین چقدر من مشق دارم.ریاضی تا فصل 5 نوشتم بقیشم باید فردا بنویسم و یک شنبه تحوبل بدم.یکشنبه هم معلم علوم ازمون از 13 فصل امتحان میگیره و معلم ریاضیمون از فصل 7 امتحان میگیره.در این حد من بدبخت درس دارم.امیدوارم منو درک کنین.
تازه بچه ها دوستتون داره کم کم عینکی میشه.چشمام داره تار میبینه چون من عادت دارم شبای چهارشنبه و پنجشنبه تا خود صبح بیدار بمونم یا تو نت یا تو درس.بین این دو تا گیر کردم.خب گفتم دوستان در جریان اتفاقات من باشید.اگر شد از اتاق جدیدم عکس میگیرم میذارم.هر وقت وقت کنم میام وباتون و نظر میدم.دوستون دارم خیلی زیاد
بای






1396/01/18 | 01:23 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: Tнє νιcтιм'ѕ ƒαтє ،

«15»part 3 The victim's fate

اینم پارت آخر
زیاد طولانی نیست 
برو عزیزم






1 2