تبلیغات
Dαяκ ωøяłđ - مطالب مهر 1396

Entry About Stuff Links Novel Sakamaki Mukami Friends Characters
Designer

  • Life is not about finding yourself. Life is about creating yourself!


Survey

Scripts

credits

1396/07/30 | 21:23 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: Tнє νιcтιм'ѕ ƒαтє ،

«23» ƬӇЄ ƔƖƇƬƖM'Ƨ ƑƛƬЄ



یوهو قسمت جدید

این قسمت باحال بید البته از نظر خودم

تعداد نظر خواسته شده هم 40 تاس

وای به حالی کسی که تکراری بده

خودم خفش میکنم

خب چرا وایستادی منو نگاه میکنی؟برو ادامه دیگه









1396/07/28 | 11:00 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

هق هق



وقتی میفهمم همه دوستام به خاطر مدرسه ها بهم سر نمیزنن






1396/07/28 | 10:57 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ، Aηιмє ،

بدترین از این هم مگه هست؟



وقتی سر صف بهمون میگن امروز ناخن ها رو چک میکنیم
عین چی میافتادیم به جون این ناخنا






1396/07/28 | 10:54 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

لاکپشت پرنده



اوخی فکر میکنه پرندس 顔 文字 の デコメ 絵文字
بال میزنه پرواز کنه顔 文字 の デコメ 絵文字






1396/07/28 | 10:52 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

دردناکه!



قیافه من وقتی معلم به خوراکی خوردن من گیر میده 
اما به بغل دستیم که داره عین گاو میخوره کاری نداره







1396/07/28 | 10:51 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

جونم در میاد



هر روز وقتی از مدرسه به خونه میرسم
واقعاً عین یه جنازه میوفتم رو زمین از بس خستم






1396/07/28 | 10:48 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

حقیقت محض



وقتی میخوام برم مدرسه
vs 
وقتی میخوام از مدرسه برم بیرون






1396/07/27 | 10:52 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: other ،

من چم شده؟



سلام
چطورین؟
میدونم یه هفته ای نبودم
الانم که هستم حال ندارم پست بذارم
حال هم ندارم درس بخونم
حال هم ندارم رمانا رو بنویسم
آقا یکی بهم بگه چم شده؟
شنبه عربی و دینی و اجتماعی پرسش دارم و هیچکدوم رو هم نخوندم
بدبختی اینه که کلاس ریاضی تقویتی هم شروع شده اونم سه شنبه ها
کی حال داره خدایی
شماها هم رماناتونو بذارین ناموساً
پوسیدیم بی رمانی
ایده های خفن زیاد دارم برای رمان اما حیف که حالشو ندارم
به احتمال زیاد فردا رمان قربانی سرنوشت میذارم







1396/07/21 | 20:52 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♥Girls in novel♥ ، Characters ،

بیوگرافی جدید



نام : کارینا اسمیت 
سن : 17
ملیت : اسپانیایی
جنسیت : زن 
اخلاق : مزه پرون خونسرد خیلی خونسرد از لایتو هم بیشتر =) کلا آدم صبوری هستم و با همه شوخی میکنم و سر به سر همهمیزارم برام مهم نیست که چه کسیه 
همیشه سر حالم و میخندم و به همه به جای سلام پوز خند میزنم این عادت بنده اس =/ 
رنگ موهام : قهوه ای پر رنگاااا
چشام : سبز روشن مثل لایتو گربه ای ^^
تنفرات : از هیچی متنفر نیستم من کلا آدم بسازی ام ...
دوستان : کلا به هیچکی اعتماد ندارم ولی ظاهرا دوستی میکنم با مردم 
توانایی هام : تو تظاهر کردن لنگه ندارم من سالها بازیگر تئاتر بودم و خیلی حرفه ایم ^^
من یک خون آشام هستم مثل کارل قدرت مند ام و توانایی های زیادی دارم حدود 1000 سالمه 
علایق : آسمان شب ستاره ها و اینکه من یک منجم ام یعنی در کنار کار تئاتر منجم هم هستم من از روی ستاره ها میتونم پیش گویی کنم ... عاشق سفر با کشتی ام ولی از آب زیاد میترسم و شنا یاد ندارم 
به گل و شیرنی علاقه دارم و خیلی چر خورم یعنی شیرینی هارو مثل جارو برقی میکشم بالا و هر کی بهم بگه چاق میشم و نخورم این همه رو بهش میگم بعضی ها استعداد چاقی ندارن !
من لاغر و یکمی استوخونی ولی قدم بلند حدود 160 ... به حیوانات علاقه دارم یک روباه دارم به اسم اسکوپی که خیلی دوستش دارم ^^
اسکوپی اسم یک نوع بستنیه در واقع چون خیلی شیرینی دوست دارم اسم روباهمم همینه ^^







1396/07/21 | 16:25 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: Tнє νιcтιм'ѕ ƒαтє ،

«22» ƬӇЄ ƔƖƇƬƖM'Ƨ ƑƛƬЄ



قسمت 22 رو بعد از قرنی گذاشتم

کم کم داریم به جاهای خوبش نزدیک میشیم

همچنین خون آلود

این قسمت کم نوشتم یکم ادب بشین







1396/07/20 | 11:24 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ، Aηιмє ،

دفتر مدیر=ترس آباد




قیافه من وقتی بهم میگن باید بری دفتر顔 文字 の デコメ 絵文字
«اما وقتی میرم میگن بیا این دفتر حضور و غیابو ببر پیش معلمت顔 文字 の デコメ 絵文字»






1396/07/20 | 11:22 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

ای تظاهر کننده



وقتی جلو خانوادت تظاهر میکنی داری درس میخونی顔 文字 の デコメ 絵文字






1396/07/20 | 11:18 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

خدایا هیچ بنده ای رو اینجوری نکن-_-





واکنش من وقتی کل شب رو برای امتحان خوندم و میگن کنسل شد顔 文字 の デコメ 絵文字
«顔 文字 の デコメ 絵文字دقیقاً عین چند روز پیش که معلممون گفت امتحان ریاضی داریم رفتیم سر کلاس
 خیلی راحت گفت امتحان نمیگیرم顔 文字 の デコメ 絵文字顔 文字 の デコメ 絵文字»







1396/07/20 | 11:17 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

دفاعی ازت بدم میاد!




قیافه من سر کلاس دفاعی顔 文字 の デコメ 絵文字






1396/07/20 | 11:15 | نویسنده: ҠΛƬŔĪИ SΛĿѴΛƬ♡Ŕ
| ارسال شده در: ♫♩❀✮Ƒυη✮❀♩♫ ،

نظری ندارم



این پسرا چقدر عوضین






1 2 3